تبليغاتX
ღ♥خونه شوكولاتي♥ღ

chocolatehouse

نانا

chocolatehouse

http://chocolatehouse.blogfa.com

ღ♥خونه شوكولاتي♥ღ

ღ♥خونه شوكولاتي♥ღ

ღ♥خونه شوكولاتي♥ღ

روزاي خيلي طلايي يادته؟

روزاي ترس از جدايي يادته؟

موهاي شونه نکرده يادته؟

چشمک از پشت يه پرده يادته؟

عکسمون تو قاب عکسو يادته؟

بله ي بدون مکثو يادته؟

دستمون تو دست هم بود، يادته؟

غصه هامون،کم کم بود يادته؟

چشم نازت مال من بود يادته؟

ديدن من قدغن بود يادته؟

روزاي بي غم و غصه يادته؟

ببينم، اول قصه يادته؟

دست گرمت تو زمستون، يادته؟

شونه ي من زير بارون، يادته؟

واسه ي خنده، اجازه يادته؟

اونا که مي گفتي رازه، يادته؟

دستاتو مي خوام بگيرم، يادته؟

بي تو مي ميرم يادته؟

پيش هم بوديم، نذاشتن،يادته؟

اونا ما رو دوست نداشتن، يادته؟

چيزي خواستيم از خدامون،يادته؟

مستجاب نشد دعامون، يادته؟
•°•به خونه ي نانا و شايي خوش اومدي•°•

ღ♥خونه شوكولاتي♥ღ

 

قلب من براي تو مي تپد

هر شب در روياهايم تو را مي بينم و احساس ات مي کنم

و احساس مي کنم تو هم همين احساس را داري

دوري، فاصله و فضا بين ماست

و تو اين را نشان دادي و ثابت کردي

نزديک، دور، هر جايي که هستي

و من باور مي کنم قلب مي تواند براي اين بتپد

يک باره ديگر در را باز کن

و دوباره در قلب من باش

و قلب من به هيجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد

ما مي توانيم يک باره ديگر عاشق باشيم

و اين عشق مي تواند براي هميشه باشد

و تا زماني که نمرديم نمي گذاريم بميرد

عشق زماني بود که من تو را دوست داشم

دوران صداقت، و من تو را داشتم

در زندگي من، ما هميشه خواهيم تپيد

نزديک، دور، هرجايي که هستي

من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد

يک باره ديگر در را باز کن

و تو در قلب من هستي

و من از ته قلب خوشحال خواهم شد

تو اينجا هستي، و من هيچ ترسي ندارم

مي دانم قلبم براي اين خواهد تپيد

ما براي هميشه باهم خواهيم بود

تو در قلب من در پناه خواهي بود

و قلب من براي تو خواهد تپيد

و خواهد تپيد...

 

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:47 توسط نانا |

 

اولين نگاهت آن قدر برايم شيرين بود
كه گويي روح فرهاد در من دميده باشند…
من قهرمان افسانه عاشقانه اي شدم
كه پايانش را نمي دانستم
هرشب
در اوج تنهايي
به اندازه عظمت بيستون برايت گريستم…
و اكنون
وقت آن شده است كه شيريني نگاهت را پس بدهم
و شربت تلخ آخرين خداحافظيت را بنوشم
روح فرهاد كم كم از وجود من مي رود
و هر بار بخشي از وجود مرا نيز با خود مي برد…
امشب حال عجيبي دارم
خوابم به چشمانم نمي آيد
كه ناگهان
صدايي به گوشم زمزمه مي كند:
"بخواب٬ امشب آخرين شب تنهاييست"
چشمانم را مي بندم
صدا٬ صداي شيرين بود….

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 18:39 توسط نانا |

 

اسمان پر ستاره خوب من ماه شب من
ای که ذره ذره عشقت همدم تنهایی من
درمیان دست گرمت یک بغل عشق و صداقت
رنگ چشمان قشنگت رنگ دریای حقیقت
اب دادی تا برویم خار گشتی تا ببالم
خود خدا گشتی همیشه تا نبینم من نگاهت
مثل توشیدا ندیدم ای ستاره ای امیدم
ای تو تنها موج دریا بی تو بودن را نبینم
اسمان پرستاره ،یارمن بال وپر من
ای تو بهترین بهانه، ای باور زندگی من

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:0 توسط نانا |

 

بیا با پاکترین سلام عشق آشتی کنیم...
بیا با بنفشه های لب جو آشتی کنیم ...
بیا از حسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیم بیا .....
بیا بر خنده این صبح بهار خنده کنیم...
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم..
بیا باور بکنیم رنگ گلای وحشی رو..
سرخی شقایق و عطر گل بنفشه رو....
بیا این پرنده رو از قفسش رها کنیم
بیا باز آشتی کنیم اسم همو صدا کنیم
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم.......
ببیا فریاد بزنیم بهار سرسبز اومده
دل به دریا بزنیم دوره غم سر اومده
بیا باور بکن و پرنده رو رها بکن
بیا آشتی بکن و اسم من و صدا بکن
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم
ببیا فریاد بزنیم بهار سرسبز اومده
دل به دریا بزنیم دوره غم سر اومده........

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:56 توسط نانا |

 

برای تو می نويسم برای نگاه زیبایت
برای شيرينی عشقی که در دلم هر لحظه بیشتر شعله می کشد
قلبم را از دورنگی های روزگار پاک نمودم
تا عشق پاک تو را در قلبم جاودانه کنم
شور زندگی و امید را با بودنت حس می کنم
حس زیبای تو را داشتن بی هيچ ترسی از دوری
بی هيچ ترسی از انتظار تلخ عشق
برای تو می نویسم تويی که قلبم را بی هيچ بهانه از آن خود نمودی
برای تويی که دوستت دارم

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:51 توسط نانا |

 

وقتيکه با اون شخص بخصوص هستي ..تظاهر ميکني که بهش بي اعتنايي ..ولي وقتيکه اون دور و اطراف نيست .چشمات دنبالش ميگرده....

اين همون وقتيه که تو عاشقي....

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:49 توسط نانا |

 

اگه کورم اگه مستم
اگه لالم اگه گنگم
اگه گریم اگه خنده
اگه یک عاشق خسته
اگه میخی به صلیبم
اگه تو احساس اسیرم
اگه سبزم ریشه دارم
اگه بی تو میخوام ببارم
اگه چوبۀ دارم واسه عاشق
اگه برکۀ آبم با یه قایق
اگه گاهی گله دارم
از تو عشقم شکوه دارم
اگه چشمام هر روز می باره
واسه تو آروم نداره
اگه قلب من شکسته
اگه عشق دستهام رو بسته
اگه روحی در عذابم
اگه عکسی توی قابم
اگه لبهام بوسه داغ واسه عاشق
اگه یک دشتم، دشت پر از یاس و شقایق
اگه خورشید رو به غروبم
اگه با تو شکسته غرورم
اگه عشق تو کرده کورم
اگه زندگی از تو کرده دورم
اگه من بی تو غریبم
اگه با غصه رفیقم
اگه شادی با من قهره
دیگه با من و گریه چه فرقه
اگه ساده ام واسه تو، سادۀ عشق تو هستم
اگه نازم، ناز عشقم نگاه تو کرده مستم
هر چی هستم عاشقم باش
توی خنده توی گریه ناظرم باش
واسه عشقم مهربون باش ، واسه دستم سایه بون باش
هر چی هستم من همینم پس تو عاشق همین باش

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:43 توسط نانا |

 

قلب من براي تو مي تپد

هر شب در روياهايم تو را مي بينم و احساس ات مي کنم

و احساس مي کنم تو هم همين احساس را داري

دوري، فاصله و فضا بين ماست

و تو اين را نشان دادي و ثابت کردي

نزديک، دور، هر جايي که هستي

و من باور مي کنم قلب مي تواند براي اين بتپد

يک باره ديگر در را باز کن

و دوباره در قلب من باش

و قلب من به هيجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد

ما مي توانيم يک باره ديگر عاشق باشيم

و اين عشق مي تواند براي هميشه باشد

و تا زماني که نمرديم نمي گذاريم بميرد

عشق زماني بود که من تو را دوست داشم

دوران صداقت، و من تو را داشتم

در زندگي من، ما هميشه خواهيم تپيد

نزديک، دور، هرجايي که هستي

من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد

يک باره ديگر در را باز کن

و تو در قلب من هستي

و من از ته قلب خوشحال خواهم شد

تو اينجا هستي، و من هيچ ترسي ندارم

مي دانم قلبم براي اين خواهد تپيد

ما براي هميشه باهم خواهيم بود

تو در قلب من در پناه خواهي بود

و قلب من براي تو خواهد تپيد

و خواهد تپيد...

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:30 توسط نانا |

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:27 توسط نانا |

 



___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@@@@@@@@@_____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
______________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
______________________

__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
_______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
______________________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_________________

 

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:25 توسط نانا |

 

 

زندگي بال و پري دارد با وسعت عشق پرشي دارد اندازه مرگ زندگي سوت قطاري ست که در خواب پلي مي پيچد زندگي ضرب زمين در ضربان دلهاست زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود .........

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:16 توسط نانا |